محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
343
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
درين حالت ، اولاد امجادش منكوب و مخذول ، در زاويه خمول و باديه افول پريشان و مضطر بسر مىبردند سيما يعقوب خان ميرزا كه آنقدر بيسامان و سرانجام بود كه ايام جهانبانى پادشاه فريدون مسند شاه سلطان محمد ، در يساق خراسان ، در موكب ظفر قران بود و خود خدمت اسب خود ميكرد و بعد از قرار مهم على قليخان كه موكب همايون متوجه عراق گرديد ، يعقوب خان ميرزا در خراسان مانده چندگاه [ در ] ملازمت مرشد قليخان يكان اوقات گذرانيد . پس از آن بقندهار رفت و مدتى در ملازمت شاهزادههاى همايون فر ، مظفر ميرزا و برادر كه اولاد والانژاد سلطان حسين ميرزا ولد پادشاه مغفرت دستگاه بهرام ميرزا بودند ، روزگار گذرانيد ، تا زمانى كه صيت جهاندارى و آوازهء كامكارى شهريار سكندر اساس شاه عباس به گوشش رسيد ، از قندهار احرام عتبهء علّيه بارگاه معلى بسته ، [ به ] قدم اخلاص و هواخواهى ، بدار السلطنهء قزوين آمد و منظور نظر تربيت نواب وكيل السلطنهء مرشد قليخان گشته مشمول عاطفت نواب والاجناب نيز گرديده بجلدوى كشتن مهدى قليخان ذو القدر ، بلقب خانى سرافراز گرديده بحكومت و ايالت كل مملكت فارس سرافراز شده و بعد از وصول ببلدهء شيراز ، كه دار الملك آن ولايتست ، بر مسند استيلا و استقلال متمكن شده ، در اندك زمانى تمامى معموره آن بلاد و ديار ، از حوالى اصفهان تا نواحى لار بتحت تصرف درآورد و هر يك از عظماى قوم ذو القدر كه فى الجمله طريق عناد و خلاف مىسپردند ، بر ايشان كمال تسلط يافته بعضى را سر از بدن برداشت و جمعى را در بندهاى گران كشيده موكلان غليظ شديد بر ايشان گماشت . و برين قياس بهريك از اكابر و اعالى و اشراف و اهالى آن ملك كه گمان جمعيّتى و سامانى برد ، از روى تعدى و تغلب ، اسباب و جهات او را متصرف گشته نقود بسيار و اجناس بيحد و شمار در خزانهء اعتبار جمع ساخت و بغرور موفور [ 189 ] و تكبر و تجبر نامحصور ، لواى شوكت و عظمت برافراخت . حاصل كه از اهالى آن